اصلاً به عبري ننوشت، ولي منظومهٴ فلسفياش بهزودي توسط سليمان بن امانوئل داپييرا به عبري ترجمه شد.
اين گروه فيلسوفان اسپانيايي داراي ذهن علمي، گروهي كوچك ولي ممتازاند، ولو اينكه براثر حضور داود بن بلا اندكي خفيف شده باشند. اگر اين اخترگو و جادوگر را كنار بگذاريم، پنج شخص برجسته ميمانند: اسحاق البلگ، اسحاق بن ناتان، حزقيا بار حَلَـفته، ويدال دو تولوزا و موسيبن طوبي.
گروه قَبَليان اسپانيا هم به همان اندازه جالب توجه است. پيش از همه، اين گروه شامل صاحب زُهَر است، يعني موسي ليوني (سيزدهم ـ 2) يا هركس كه نويسندهٴ آن بوده. موسي در سال 1305 در آروالو در گذشت و زُهَر تا اوايل سدهٴ چهاردهم تكميل نشده بود. سپس يوسفبن ابراهيم گقطليه را داريم (سيزدهم ـ 2)، كه تقريباً درست معاصر موسيليوني بوده و آثارش بر مسيحيان هم مانند يهوديان تأثير داشته است؛ آنگاه از بسياري ديگر ميتوان نام برد (كه در حال حاضر امكان ارزيابيشان را ندارم) از قبيل اسحاقبن يعقوب كهن، شم ـ طببن ابراهيمبن جايون، الحنان بن ابراهيم، يوسفبن ابراهيم بن وَقَـر، و اسحاق بن سموئيل تبعيدي فلسطيني.
رهبر يهوديان محافظهكاري كه دين سنتي را از فلسفه و افراطيگري قبليان راست حفظ ميكردند، سليمانبن ادرت، رابي اسپانيا، (سيزدهم ـ 2) بود كه در سال 1310 درگذشت. او پس از سال 1305 براي تكفير مشترك جمعي از جواناني كه به تحصيل فلسفه اشتغال داشتند، مگر كساني كه پزشك بودند يا خود را براي حرفهٴ پزشكي آماده ميكردند، درصدد متحدكردن رابيان بارسلون برآمد. آخرين سالهاي زندگي او صرف مبارزه با خردكيشي فزاينده شد. درحدود سال 1303، هنگامي كه عاشربن يحيئيل، توسافيست آلماني، براي رفتن به طليطله از بارسلون ميگذشت، سليمان توانست شور و حميت خود را به وي منتقل سازد. عاشر از سال 1304 تا هنگام مرگش در 1327 رابي اعظم طليطله و مدافع سنت در برابر هر نوع بدعت بود. پسرانش يهودا و يعقوب اين رهبري را پس از وي ادامه دادند.
يعقوب قانوني تدوين كرد تحت عنوان اربع طوريم (چهار رديف)، كه بر مشنه تورهٴ ابن ميمون پيشي گرفت و نزد همهٴ يهوديان جز قرائيه، تا زمان انتشار شلحن عروك (1565) به صورت معيار باقي ماند.
معرف محافظهكارترين جناح يهوديت هم مردي سطحي بود بهنام بحيه بن عاشر (كه نسبتي با عاشربن يَحيئيل نداشت) از شاگردان سليمان بن ادرت. بحيه شرحي بر
اسفار خمسه نوشت، ولي بيشتر بهخاطر كَـد هه ـ قِمَـح (سبوي آرد)1 معروف است و آن كتابي است در باب اخلاق و